خلوت آرام من

اینجا تنها جاییست که آرام هستم.یادداشت های خصوصی رویارویی خودم است با خودم و نیمه تاریک وجودم

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه آرامم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم. خدایا کمکم کن من مقصرم بقیه نباید تاوان بدهند اون طفل معصوم ها گناهی ندارند که . زیر بارونت سجده کردم بجز تو هیچکسی رو ندارم. کمک کن دوباره این ویرانه را از نو بسازم .
نوشته شده در ۱۳٩٦/٢/٦ساعت ۳:٥۸ ‎ق.ظ توسط لیلا نظرات () |

‏گاهی برای خوب شدن حالت
‏گزینه های امن تر ‏و مطمئن تری هست که میتونی سمتشون بری
♡‏بارون
♡‏هوا
♡‏موسیقی
♡‏قهوه
مبل همسایه طبقه بالایی چند ماهی هست توی حیاط خونه یه گوشه ای قرار گرفته که بفروشنش. همیشه با خودم غر میزدم آخه این چیه تو حیاط گذاشتند شلوغ شده. وقتی امروز صبح زیر بارون روی اون مبل نشستم چند دقیقه ای در سکوت و آرامش عجیبی فرو رفتم . تا بحال تجربه نکرده بودم . کاملا بدون فکر بودم. چشم که باز کردم توسط گلها و درختان حیاط احاطه شده بودم. به خودم گفتم من چرا تابحال این نعمت رو از خودم دریغ میکردم.  به موسیقی صدای بارون روی برگ درختان گوش میدادم. خودم رو به یه لیوان قهوه داغ دعوت کردم . تجربه عالیی بود . ممنون از همسایه بالایی به خاطر مبلهای قرمزش
نوشته شده در ۱۳٩٦/۱/۳٠ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ توسط لیلا نظرات () |

Design By : nightSelect.com