خلوت آرام من

اینجا تنها جاییست که آرام هستم. جایی برای رویارویی خودم با خودم . تنها جایی که میتوانم حرفهای دلم را بنویسم

ولی بنظرم ما در مقابل همه آدمها مسئولیم . نمیتونیم همینطوری کسیکه دوستمون داره رو رها کنیم. میتونیم حداقل محترمانه و با رعایت ادب به ابراز عشقشان جواب بدیم. ولی خودمون رو زیاد درگیر زندگیش نکنیم. که نیاد عکس پروفایلش بنویسه قاتلین هم روزی عاشق بوده اند. واقعا خطرناکه اگه اون آدم بخاطر عشقش بخواهد دست به جنایت بزنه. یا حتی بخاطر اینکه کسی اهمیتی به او نداده بخواهد خودکشی کند. یه نامه خودکشی بجا مانده از دهه 1970 نوشته:” به سمت پل میرم... اگه تو مسیر فقط یه نفر به من لبخند بزنه نمیپرم... ” به نظرم ما نسبت به همه مسئولیم نگران یکنفر هستم احساس میکنم درمقابلش مسئولم نمیدانم چیکار کنم. امیدوارم بتونم کمکش کنم خودش را پیدا کند. هیچوقت فکر نمیکردم پستهای اینستاگرامش را برای من مینویسد . حالا که خودش گفته این رفتارهاش بخاطر من هست باید یجوری راهنماییش کنم نه اون نابود شه نه من.
نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/٢٠ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات () |

تو این چند روز اخیر ، گروههای تلگرامی که یه عده بدون اجازه گرفتن از من ،منو عضو کرده بودن بررسی میکردم، دیدم با وجود این اتفاقات اخیر در تهران ولی بعضی افراد همچنان در حال ارسال پیام عاشقانه هستند بعضی دیگر در حال مخ زنی هستن و … اصلا انگار نه انگار دورو برشون اتفاقی افتاده. یکی از روانشناسای بزرگ به اسم آدلر درباره چیزی حرف میزنه به نام ”علاقه اجتماعی” یعنی یه فرد انقدر دلش برای اجتماعش میتپه که از خودمشغولی بیرون میاد و همیشه در حال کمک و همدردی با اجتماعش است. و میگه سلامت روانی افراد هم با این سنجیده میشه یعنی کسیکه درد اجتماعش را نداشته باشه به سلامت روانیش باید شک کرد. پیامهای چندین نفر رو که زیر نظر گرفته بودم میدیدم آخه عشقهاشونم خطرناکه . یعنی اول از غم دوری یار مینویسند، بعد طرفشونو مسخره میکنن، بعد تهدید میکنند بعد هم عکس نوشته میذارن برای پروفایلشون مینویسند زخمهام که خوب شد خیلیهارو زخمی میکنم؟؟!!! یعنی بخاطر عشقشون حاضرند خیلیهارو زخمی کنند . بنظرم اینها تو آیندشون توانابی داعشی شدن دیده میشه. جامعه باید یه فکری به حال این عشقهای پر از نفرت بکنه .
نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/٢٠ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ توسط لیلا نظرات () |

‏اگه از هیچ کسی انتظار نداشته باشی همه آدما خوب هستن خدایاکمکم کن سبب درمان باشم نه باعث درد حضورم همراه آرامش باشد نه موجب نا آرامی، حامل امید باشم نه ناقل نا امیدی عشق را پرورش دهم و نه نفرت. اینو نوشتم یادم بمونه قلبم رو خالی از کینه نگه دارم. تمرین کنم هرروز مهربون تر از قبل بشم. سعی کنم هر روز چیزی به دیگری ببخشم، اندیشه عشق، واژه ای شیرین، لبخندی محبت آمیز، نغمه ای روح افزا، دستی یاریگر یا هر آنچه ممکن است به قلبی شکسته آرامش دهد. دنیا بیشتر از پول به عشق و همدلی نیاز دارد. اینطوری قلب شکسته خودمان هم آرامش میگیرد.
نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/۱٩ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط لیلا نظرات () |

دلم میخواد یه روز از خواب بیدار بشم، اخبار رو باز کنم و بشنوم : "صلح در زمین برقرار است" صلح از من و شما شروع میشه .وقتیکه انسانیت برایمان اولویت باشد .برای صلح ابتدا به خانه برویم و با خانواده خود مهربان باشیم برای‌ صلح احتیاجی‌ به شعر و جشنواره نیست فشنگ‌ها را به دریا بریزید، سلاح نسازید... نجنگید... این انسان است، که نمی‌خواهد!
نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/۱۸ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات () |

هر آدمی دو قلب دارد

قلبی که از بودن آن با خبر است، همان قلبیست که در سینه میتپد، همان که گاهی میشکند، گاهی میگیرد و گاهی میسوزد. گاهی سنگ میشود و سخت و سیاه وگاهی هم از دست میرود...

با این قلب است که عاشق میشویم، با این قلب است که نفرین میکنیم و گاهی وقتها هم کینه میورزیم...

اما قلب دیگری هم هست،

قلبی که از بودنش بی خبریم. این قلب اما در سینه جا نمیشود و بجای اینکه بتپد، میورزد و می بارد و میگردد و میتابد. این قلب نه میشکند، نه میسوزد و نه میگیرد. سیاه و سنگ هم نمیشود ... زلال است و جاری مثل رود و نسیم و آنقدر سبک است که بالا میرود و بین زمین و ملکوت میرقصد.

این همان قلبی است که وقتی تو نفرین میکنی او دعا میکند.

وقتی تو می رنجی، او میبخشد.

این قلب کار  خودش را میکند. نه به احساست کاری دارد نه به تعلقت. نه به آنچه میگویی، نه به آنچه میخواهی. آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند. به خاطر قلب دیگرشان، به خاطر قلبی که از بودنش بیخبرند.

و چند وقتی میشه که این قلب دیگر را، در خودم و دیگران حس میکنم. نمی تونم کسی رو نفرین کنم. نمی تونم از کسی متنفر باشم . نمی تونم کسی رو ترک کنم. هیچ کس را . همه را دوباره و دوباره میبخشم. همه را دوست دارم. ولی وقتی ببینم جلوی دست و پای کسی را گرفتم اورا رها میکنم . ما حق نداریم به خاطر محبتی که به کسی میکنیم اورا در قفس خود نگه داریم...

نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/۱٧ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ توسط لیلا نظرات () |

ای خدای بزرگ
که در آشپزخانه هم هستی
و روی جلد قرص های مرا می خوانی
لطفا کمی آن طرف تر!
باید همه ی این ظرف ها را آب بکشم
و همین طور که دارم با تو حرف می زنم
به فکر غذای ظهر هم باشم
نه! کمک نمی خواهم
خودم هوای همه چیز را دارم
پذیرایی جارو می خواهد
غذا سر نمی رود
به تلفن ها هم خودم جواب می دهم
و کامنتهای دوستای خوبم تو پرشین بلاگ
که نمیذارند احساس تنهایی کنم
راستی خدای مهربونم من خیلی کار خوبی کردم که بیرون از خانه کار نمیکنم
یادته کوچیک بودم مامانم اصلا حوصله نداشت با من حرف بزنه آخه معلم بود
ولی نمیدونست درسهای من تا کجا پیش رفتن
صبحها که اون نبود باید خودم برنج میپختم غذا میخوردم تا ظهر بشه برم مدرسه
همیشه حسرت میخوردم دوستام مامانشون خانه دار هستند
حالا خودم کنار بچه هام هستم
بگذریم...
راستی اونایی که تو تلگرام میخوان دوست بشن هم خودم یجوری دست به سرشون میکنم 
همشون میخوان بگن ما برات زندگی بهتری میسازیم
ولی من که میدونم هیچکسی برای آدم زندگی بهتری نمیتونه بسازه فقط خودم میتونم اینکارو انجام بدم
خدای خوبم 
رهـا میشـوم
در خوشـبختی....
وقتـی
میگویـم:کجـایی؟!
تــــــــــــــو 
جوابم میـدهے...
کنـارت تا همـیشه!!!!!
نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/۱٦ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ توسط لیلا نظرات () |

خدایا دیروز خیلی کلافه بودم خیلی ناراحت، شرمنده ام که باهات کات کرده بودم . نوشتم خدایی نیست ولی همون لحظه حس کردم توی قلبم همیشه هستی.
همیشه یادم میره این سختیهای زندگی رو برای بزرگ تر شدنم سراغم میفرستی. 
داشتم یکساعت تمام زار میزدم یادم نبود تو همه این لحظات کنارم هستی. 
 این اتفاقهایی که در نظرمان فاجعه است هیچ چیزی را تکان نمیدهد من هنوز چای میخورم .... قدم میزنم .....هستم! فقط پخته تر از قبل شده ام.
از این به بعد عاشقانه هایم را برای تو مینوسم خدای خوبم.
فقط خداست که … 
میشود با دهان بسته صدایش کرد… 
میشود با پای شکسته هم به سراغش رفت… 
تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد…
 تنهاکسی است که وقتی همه رفتند میماند… 
وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید… 
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود…
 و تنها سلطانیست که … 
دلش با بخشیدن آرام می گیرد، نه با تنبیه کردن…! 
همیشه و همه جا …
این شعر را همیشه با خودم زمزمه میکنم:
نه بسته ام به کس دل               نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج                     رها رها رها من
...
نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/۱٥ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط لیلا نظرات () |

تازه فهمیدم چرا آدمها بعد از یه مدت برام معمولی میشن و نسبت به آنها بی تفاوت میشوم.

چرا آدمی که کنارم هست بعد از یه مدت دیگه نمیتونم از خطاهاش چشم پوشی کنم درحالیکه از اول اون عیبها را داشته.

چرا بعد از یه مدت از بعضیها حتی بدم میاد و نمیخوام ببینمشون.

چرا اون عشقی که اولش به ینفر داشتم بعد از یه مدت کمرنگ میشه و دیگه هیچ احساسی در وجودم نسبت به اون شخص ندارم.

یه جایی مطالب عرفانی را میخواندم متوجه شدم عرفا معتقدند چون پرده اسرار جهان برافتد میبینیم که جز خودت هیچکسی دیگر در این دنیا نبوده یعنی همه آدمها خود من بوده ام در وجه های مختلف، در نقشهای مختلف. همه آدمها خودم بودم که داشتم زندگی را از زوایای مختلف تجربه میکردم. 

حالا میفهمم چقدر جنگیدن با آدمها بی معنی به نظر میاد. مثل این میمونه که تمام مدت با خودت داشتی میجنگیدی یا از خودت متنفر بودی. 

حالا میفهمم چرا بعد از یه مدت از آدمها دور میشدم چون خودم را زیاد دوست ندارم. همیشه میگویند گام اول اینه که خودت را دوست داشته باشی بعد همه آدمها را میتونی دوست داشته باشی. دیگه از هیچکسی نمی تونی متنفر باشی چون خودت هستی و خودت.

در واقع فکر میکنم جنگ اصلی در درون خودمونه و باید از پس اون بر بیاییم وگرنه که درون آروم رو چیزی از بیرون خیلی نمیتونه تکون بده.

ریشه مشکلاتم خودم هستم . خودم هستم که نمیتونم عشق بورزم بعد از یه مدتی از عشق ورزیدم خسته میشم.

دیروز همه گلدونهای گلم رو انداختم بیرون چون یه مدت یادم رفته بود بهشون آب بدم همگی خشک شده بودند. برخوردم با آدمها هم همینه بعد از یه مدت یادم میره بهشون عشق بورزم. خیلی کار سختیه یه آدم تکراری رو هر روز ببینی و بهش عشق بورزی. حتی یه آدمی که بعد از چند سال دوری یا چند ماه دوری دوباره میبینم اولش خوشحال میشم ولی دوباره همون حسی که موقع خداحافظی باهاش داشتم میاد سراغم. فکر کنم همون تنها باشم بهتره اینجوری به احساسات کسی لطمه نمیزنم. ولی ماجرا اینجاست که میگم تنهام ولی تنها نیستم دور و برم پر از آدم هستند که منتظرند مثل روز اول بهشون محبت کنم ، لبخند بزنم و عشق بورزم. 

نوشته شده در ۱۳٩٦/۳/۱٥ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ توسط لیلا نظرات () |

Design By : nightSelect.com